برخی از عیب ها و گناهان و همچنین برخی از لغزش ها هستند که انسان آن را آشکارا انجام نمی دهد بلکه در پنهانی آن را انجام می دهد و همچنین بعضی از گناهان امری باطنی است و هیچ کس هم نمی تواند آنها را تشخیص دهد و گاهی حتی خود افراد هم نمی تواند وجود یک گناه و یا لغزشی را در وجود خودش تشخیص دهد . حال که چنین است چگونه می تواند کشف کرد که این شخص عادل است و به عنوان امام هدایت جامعه را بر عهده دارد .
شناختن فردی که هیچ گونه خطا و لغزشی از او سر زده نباشد برای انسان امکان پذیر نیست . تنها کسی که می تواند آن را تشخیص دهد فقط خداوند متعال است . پس انتخاب و انتصاب امام از سوی خداوند متعال امکان پذیر می باشد . (1)
خداوند تعالی به این امر در سورة انعام اشاره می کند . و می فرماید :
« و َهُوَ اللّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَ فِی الأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهرَكُمْ وَ یَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ » (2) یعنی : « او است خداوند در آسمانها و در زمین ، پنهان و آشكار شما را مى داند و از آنچه (انجام مى دهید و) به دست مى آورید با خبر است .» از این ‏رو، به اعتقاد شیعه ، امام از طرف خداى متعال نصب مى‏شود.

مرحوم لاهیجى مى‏فرماید: « امامیه چون در امام عصمت را شرط می دانند و عقل انسان هم نمی تواند راهی برای شناختن عصمت داشته نباشد ، بنابر آنكه عصمت امرى است باطنى و پنهان ، پس ورود آیات بر عصمت از طرف خداوند متعال واجب است . (3)
به خاطر عدالت و دیگر شروط امام ، امام رضا علیه‏السلام در حدیث معروف امامت ، بعد از بیان ویژگى‏هاى امام، در چندین مورد اختیار امام به دست مردم را نكوهش نموده و انتخاب امام را از توان آنان بیرون شمرده است ؛ و می فرماید : « فَكَیفَ لَهُمْ بِاخْتِیارِ الْإِمَامِ؟ » ؛ پس چگونه مى‏توانند امام را اختیار كنند؟
علاوه بر آن ، امام رضا علیه السلام بعد از بیان عصمت ، تأیید، توفیق امام و همچنین در امان ماندن ایشان از خطا و لغزش و گناه ، ناتوانى مردم از انتخاب چنین فردى را به صورت پرسشى مطرح مى‏كنند و مى‏فرمایند: «... فَهَلْ یقْدِرُونَ عَلَى مِثْلِ هَذَا فَیخْتَارُوهُ أَوْ یكُونُ مُخْتَارُهُمْ بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَیقَدِّمُوهُ؟» ؛(4) آیا مردم مى‏توانند چنین فردى را اختیار كنند؟!
امام علیه السلام در جواب سؤال خود می فرماید : مردم چنین توانایى نداشتند، لكن به گمان خود ، امامى را اختیار كردند. به همین خاطر از حق تجاوز نمودند و كتاب خدا را پشت سر انداختند ، گویا كه نمى‏دانند، در صورتى كه در كتاب خدا هدایت و شفا وجود دارد.


منابع :

1ـ محمّدبن یعقوب كلینى، الكافى، كتاب الحجة، ج 1، ص 277.
2 ـ سورة انعام آیة 3
3 ـ عبدالرزاق لاهیجى، همان، ص 334ـ335.
4 ـ محمّدبن على صدوق، عیون اخبارالرضا علیه‏السلام، ج 1، ص 199.





برچسب ها: کشف، عدالت، هدایت، عصمت، انتخاب، انتصاب، توفیق،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | توسط : علی قربانی