در سال دهم هجرت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از آخرین سفر حج خود به سوی مدینه باز می گشت تعدادی زیادی حجاج در رقاب آنحضرت  بودند که تاریخ نویسان تعدادشان را تا یک صدو بیست هزار نفر نوشته اند آنها در حضور پیامبر حرکت می کنند که به منطقة بی آبی به نام غدیر رسیدند . در وسط ظهر ناگهان پیک وحی بر پیامبر نازل شدند و از جانب خداوند پیام آوردند که این پیام همان آیة 67سوره مائده بود.

« یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْكَافِرِینَ » .« ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نكنی رسالت او را ابلاغ نكرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» .
پیامبر دستور داد که همه توقف کنند آنهایی که جلو رفته بودند برگردند و آنهایی که عقب هستند خودشان را برسانند . همه مردم در آن بیابان بی آب و علف و در زیر خورشید سوزان آن هم در موقع ظهر فرود آمدند عده ای جمع شدند از جهاز شتر برای پیامبر منبر درست کردند و رسول خدا بر فراز آن منبر رفت . ابتدا خداوند متعال را این گونه حمد تنا گفت :ستایش خدای را سزاست كه در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرینش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.


پیامبر در آن هوای داغ پیام الهی را به مردم می رساند و همچنان خطبة خود را ادامه می دهد مردمی که در دوردست هستند سخنان پیامبر را بوسیلة افراد که صدای بلندی داشتند می شنوند . پیامبر خدا ادامة خطبه اش را این چنین بیان می کند : پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده كه: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند كه نماز به پا می دارند و در حال ركوع زكات می پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

سپس در ادامة سخنان مردم را خطاب کرده و از آنها سؤالی را می پرسد و می فرماید : مردمان! كیست سزاوارتر از شما به شما؟ گفتند خداوند و پیامبر او! سپس فرمود آگاه باشید! آن كه من سرپرست اویم، پس این علی سرپرست اوست! خداوندا دوست بدار آن را كه سرپرستی او را بپذیرد و دشمن بدار هر آن كه او را دشمن دارد و یاری كن یار او را؛ و تنها گذار آن را كه او را تنها بگذارد.
مردم یک صدا شده جواب پیامبر را به صورت مثبت اعلام می کنند . پیامبر بعد از شنیدن جواب مردم علی علیه السلام را پیش خود می خواند و دست او را بلند می کند و او را به مردم نشان می دهد و ولایت او را به مردم گوشزد کرده و در در حق او دعا می کند و می فرماید :
هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر كتاب خدا كه مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل كند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پیمان شكنان، رویگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دین پیكار كند. خداوند فرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی كن. یارانش را یاری نما. خودداری كنندگان از یاری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور .

در پایان توجه امت را به مسئلة امامت یاد آورد می شود و می فرماید : هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تكمیل فرمود. اینك آنان كه از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نكنند، در دو جهان كرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ی كه نه از عذابشان كاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود.

این بود خلاصه ای از پیام غدیر که در لابلای سخنان گوهر بار پیامبر نهفته است . آرى....آرى، حرف وپیغام «غدیر» این است: آب را از سرچشمه باید خورد ، میوه را از شاخه باید چید، چهره را بى پرده باید دید




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 | توسط : . .