از دیدگاه قرآن کریم از جمله آیه 256 از سوره بقره « لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ ... » در قبول دین هیچگونه اکراه و اجباری وجود ندارد . و خداوند نمی خواهد که پذیرش دین از روی اجبار و اکراه باشد . بنابر این اگر کسی را به زور وادار به قبول دین اسلام کنند و یا او را در تنگنا و فشار قرار بدهند که اسلام را قبول کند ، این گونه عمل پذیرفتنی نیست . پس با این بیان اگر کسی که مسلمان است به او اجازه ندهند که از اسلام خارج شود و یا وادار کنند که مسلمان باید در دین خود باشد ، این گونه مسائل مخالف با تعالیم الهی است . روشن است که دستور اسلام برای پذیرش اصول خود فقط از را تخقیق است . و طبق نظر اسلام در اصول دین تقلید جایز نیست . آیة شریفة « لا اكراه فی الدین .. » . خبر از این واقعیت تكوینی می‌دهد كه اموری درونی و قلبی از قبیل پذیرش، باور قبول و تسلیم، اكراه و اجبار بردار نیستند، عقیده و ایمان در منطقه‌ای قرار دارد كه از دسترس تحمل و اجبار خارج است باور ‌و عقیده از امور قلبی است كه اكراه و اجبار در آن تأثیری ندارد، زیرا اكراه صرفاً بر رفتار ظاهری و حركات بدنی اثر می‌گذارد، ولی باور قلبی خود دارای علل و عوامل دیگری از سنخ ادراك و اعتقاد است.


منیع این مطالب : طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 2، ص 343. 

وقتی كه قرآن می‌گوید: در دین اجبار نیست (لااكراه فی الدین) ، قرآن نمی خواهد بگوید که دین را می‌شود با زور تحمیل كرد، ولی شما تحمیل نكنید و بگذارید مردم بدون اجبار دین‌دار باشند، بلكه از این باب است كه دین را با اجبار نمی‌شود تحمیل كرد و آن كه با اجبار تحمیل شود دین نیست. پس آیة فوق به هیچ وجه ناظر به بحث لزوم پذیرفتن دین اسلام و عدم جواز كفر و ارتداد نبوده، بلكه از واقعیتی تكوینی در وجود انسان پرده بر می‌دارد. لذا از این آیه نمی‌شود استفاده كرد كه هر كسی هر مذهبی را به دلخواه خود بتواند اختیار كند. تردیدی نیست كه اسلام به تحقیق و مطالعه و انتخاب آگاهانه و از روی بصیرت ارزش فراوانی قائل است و به همین جهت اصول دین اسلام تحقیقی است نه تقلیدی و از طرفی دیگر پذیرفتنی است كه نتیجة تحقیق از پیش قابل پیش بینی نیست و نمی‌توان كسی را قبل از مطالعه به دستاوردی معین تكلیف كرد. 

1. جستجوی حقیقت: در مرحله اول تحقیق باید در مورد قضایای حقیقی باشد و اگر قضایای نظری بوده باید به طور منطقی به دست آمده باشد و مقدمات استدلال باید از جهت صورت و ماده یقینی باشد .

2. فهم حقیقت : حال سوال این است كه آیا هر جوینده‌ای یابنده است؟ چه بسا كسی همة توان خود را به كار بست و به گمان خود به حقیقت رسید،‌ اما در واقع گمان باطل كرد با چنین فردی چه معامله‌ای می‌شود بایدگفت جاهل مركب كه همه تلاش خود را كرده اما از رسیدن به هدف قاصر بوده، به لحاظ كلامی مرتد به شمار می‌رود اماعقوبت و مجازات مرتد شامل او نمی‌شود، نه عقوبت دنیوی كه مجازات اعدام است و نه عقوبت اخروی كه عذاب دوزخ است. البته نباید از نظر دور داشت كه بسیار بعید است كه کسی سعی و تلاشی کند و اما نتواند به حقیقتی درباره اصول اساسی دین یعنی توحید و نبوت و معاد برسد.

3. پذیرش حقیقت : پژوهنده پس از تلاش در مسیر حق و فهم آن اكنون در مقام پذیرش آن قراردارد پژوهنده‌ای كه در تحقیق خود به وجود مبدء و حلقة وصل این دو یعنی نبوت رسید اكنون نوبت آن است كه حرمت مبدء را نگاه دارد و به دستورات حیات بخش او عمل كند ، درست در همین نقطه است كه ایمان و كفر معنا می‌یابد و بحث تكلیف به ایمان در این جا مطرح می‌شود. مؤمن كسی است كه در مقابل مبدء سرخضوع به زیر می‌آورد و نتیجة تحقیق علمی خود را در عمل تحقق بخشد و كافر كسی است كه حق فهمیده شده را می‌پوشاند و برخلاف علم خود قدم بر می‌دارد. 

منبع : مجله كلام اسلامی، ش 42، ص 76 تا 84.




داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 | توسط : . .